تبليغاتX
دل نوشته های مهدی

دل نوشته های مهدی

يک لحظه ز‌‌ِ هم جدا نبوديم، با درد و غم آشنا نبوديم

قسمت رو ببين جدايمون کرد، با درد و غم آشنايمون کرد

يکي بازيچه مثل من تو دست سرنوشته

يکي براش هميشه زندگي مثل بهشته


يکي پشت در خونه اش خوشي در انتظاره

يکي براش شب و روز خدا فرقي نداره

تو خونه بي تو موندن کار من نيست، آخه پاره تن نيست

جاي خاليت رو ديدن توي خونه، چه کنم کار من نيست ...






خدايا شکرت ...

هر وقت دليل و حکمت کارهات رو فهميدم، خودت ميدوني که چقدر عاشقانه پرستيدمت.حتي وقتي اتفاقاي بدي برام ميافتاد،به خاطر اينکه همراهمي و تنهام نزاشتي سپاس گذارت بودم.

خدا

خودت خوب شاهد هستي که حتي اگه دليل بلاهايي که سرم اومده رو ندونستم، هرگز بهت کفر نورزيدم. اما خدا، چرا سرنوشت من اينطوري شد؟ اگه قرار بود پايان اين عشق اينطوري باشه، چرا شروع شد؟ خواستي بهم نشون بدي که لياقت عشقي که بهم بخشيدي رو نداشتم ... ؟

خدايا بازم شکرت

خدايا تنهام نزار

چه لذتي داره وقتی دارم باهات مناجات ميکنم. چه خوبه که کسي جز تو حرف منو نمي فهمه.


چه خوبه ما فقط همو داريم ...


+نوشته شده در ساعت8:52 PMتوسط مهدی | |

بی همگان به سر شود بی​تو به سر نمی​شود

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی​شود

 

دیده عقل مست تو٬ چرخه چرخ پست تو

گوش طرب به دست تو٬ بی​تو به سر نمی​شود

جان ز تو جوش می​کند ٬دل ز تو نوش می​کند

عقل خروش می​کند٬ بی​تو به سر نمی​شود

خمر من و خمار من٬ باغ من و بهار من

خواب من و قرار من٬ بی​تو به سر نمی​شود

جاه و جلال من تویی٬ ملکت و مال من تویی

آب زلال من تویی٬ بی​تو به سر نمی​شود

گاه سوی وفا روی٬ گاه سوی جفا روی

آن منی کجا روی بی​تو به سر نمی​شود

بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی

باغ ارم سقر شدی بی​تو به سر نمی​شود

گر تو سری٬ قدم شوم٬ ور تو کفی٬ علم شوم

ور بروی عدم شوم ٬ بی تو به سر نمی شود

خواب مرا ببسته​ای٬نقش مرا بشسته​ای

وز همه​ام گسسته​ای بی​تو به سر نمی​شود

گر تو نباشی یارمن٬ گشت خراب کار من

مونس و غمگسار من٬بی​تو به سر نمی​شود

بی تو نه زندگی خوشم٬بی​تو نه مردگی خوشم

سر ز غم تو چون کشم بی​تو به سر نمی​شود

هر چه بگویم ای سند٬ نیست جدا ز نیک و بد

هم تو بگو به لطف خود بی​تو به سر نمی​شود

 

ته نوشت :

دوستای عزیزم از همتون ممنونم که همراهم بودین در لحظه های سختی هام و هر کدومتون سعی در کاستن غم های این روزهای من داشتین.از همتون بی نهایت سپاس گذارم.امیدوارم غم هرگز به خونه دلتون وارد نشه.

دیروز ( دوشنبه) رها رو دیدم.لحظه های قشنگی رو با هم سپری کردیم.مثل قبلنا که هم دیگه رو می دیدیم.اما موقعی که از هم خداحافظی میکردیم ٬ با اطمینان به این نتیجه رسیدم که این عشق هرگز برای من فراموش شدنی نیست... حالا هر چه بادا باد.

رهای عزیزم

رهای من -هنوزم فکر می کنم رهای منی٬ چرا که مطمئنم هیچ کس تو رو اندازه من دوست نداشته و نخواهد داشت-

اگر حرفای دلمو خوندی٬ اینم بدون که توی قلب من همیشه جات ثابته.هیچ کس نمی تونه جای تو رو برای من پر کنه.حتی لحظه ای نمی تونم صمیمیت دستات و چشمات رو فراموش کنم ...

از من خواستي كه شاد باشم، حتي در نبود تو ... خودت هم ميدوني كه روح من جز با تو و عشق تو آروم نمي گيره... شادي و خوشبختي من در گرو با تو بودن منه و اينكه هميشه تو هم شاد و خوشبخت باشي. وقتي ناراحتيت رو مي بينم، از خودم و خدا شرمنده ميشم. فكر ميكردم كه خدا منو آفريده فقط براي عشق ورزيدن به تو ، اما حالا ...

هر تصمیمی که بگیری بهش احترام میزارم. تو این حق رو داری که برای آینده ات بهترین تصمیم رو بگیری...

عزیزترینم ...

برای من همین که بدونم شادی و سلامت٬ کافیه ...

هميشه قده دلم دوستت خواهم داشت و عاشقت خواهم ماند ...

 

 

+نوشته شده در ساعت11:18 AMتوسط مهدی | |

 عاقبت خط جاده پایان یافت
من رسیده ز ره غبار آلود
تشنه بر چشمه ره نبرد و دریغ
شهر من گور آرزویم بود


امشب به قصه دل من گوش می كنی
فردا مرا چو قصه فراموش می كنی

تو همان به كه نیندیشی
به من و درد روانسوزم
كه من از درد نیاسایم
كه من از شعله نیفروزم

دیگر نکنم ز روی نادانی
قربانی عشق او غرورم را
شاید که چو بگذرم از او یابم
آن گمشده شادی و سرورم را

از سیاهی چرا حذر كردن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب بجای می ماند
عطر سكرآور گل یاس است

شمع ‚ ای شمع چه میخندی ؟
به شب تیره خاموشم
بخدا مُردم از این حسرت
که چرا نیست در آغوشم


منم آن مرغ آن مرغی که دیریست
به سر اندیشه پرواز دارم
سرود ناله شد در سینه ی تنگ
به حسرتها سر آمد روزگارم

بخدا در دل و جانم نیست
هیچ جز حسرت دیدارش
سوختم از غم و کی باشد
غم من مایه آزارش

تو التماسم مي كني، جوري فراموشت كنم

 با التماس، ولي تو را، به خانه دعوت ميكنم

 گفتي محبت كن برو؛ باشد، خداحافظ، ولي

 رفتم كه تو باور كني، دارم محبت ميكنم

 

 

 

+نوشته شده در ساعت12:42 PMتوسط مهدی | |