|
سلام
خوبين؟ منم اِي بد نيستم. آپ امروز كه زودتر از موعد هست به خاطر دعوت یاسی عزیز از من به يك بازي جديد هست.و اين بازي چيزي نيست جز بازي دوست داشتن ها و دوست نداشتني ها ! به اين ترتيب كه هر كسي كه به اين بازي دعوت ميشه، بايد از 10 تا از مواردي كه در زندگيش دوس داره و 10 تا از چيزهايي كه دوست نداره رو نام ببره ! و اما دوست داشتن هاي من : 1_ پاييز، خش خش برگها، و بارون. براي من نه تنها زيبا هستن بلكه هر كدوم نماد عناصر خاصي از زندگي هستن. مخصوصا بارون كه هميشه براي من آرامش بخشه، مخصوصا اگه تند و با رگبار و رعد و برق باشه كه در اون صورت دوست دارم برم بيرون و خيس بشم و در تنهايي كوچه هاي شب، قدم بزنم 2_ لحظه هاي تنهاييم كه با معبودم غرق در راز و نياز هستم و زماني كه با مادر معنويم درد و دل ميكنم، براي من زيباترين لحظات زندگي هستن كه با هيچ چيز ديگه اي عوض نمي كنم 3_ دوس دارم قبل از مردنم يكبار ديگه به مكه و مشهد برم. عجيب دلم براي هر دو تنگ شده 4_ هميشه از بچگي دوست داشتم كه يه كلبه چوبي دو طبقه داشتم كه روبروش يه درياچه باشه، اون وره رودخونه يا درياچه، پر باشه از درخت هاي افرا كه در كوه پايه ها سر به آسمون كشيده باشن.هميشه هم مقداري برف توي قله كوه باشه تا هر وقت از كلبه ميام بيرون و چشمم به اين منظره بيافته، نهايت لذت رو ببرم. البته همه اينا بعلاوه اينكه هيچ كسي اون دور و برا زندگي نكنه. خيلي توهم انگيز شده نه؟ بيشتر شبيه يك روياست 5_ آدماي با معرفت رو دوست دارم.كساني كه بدون چشم داشت به ديگران كمك مي كنن 6_ چن نفري توي زندگيم هستن كه با حرف ها و نوشته هاشون ديدگاه من به زندگي رو تحت تاثير قرار دادن.مثل يكي از استادام كه واقعا بهم درس هاي زيادي داد 7_ تغيير و حركت و پيشرفت در همه چيز 8_ كامپيوترم كه ميدونه من كِي به چي احتياج دارم ( چون همه چيزهايي كه منو سرگرم ميكنه درش پيدا ميشه و از اين جهت محرم همه اسرار و لحظه هاي منه) 9_ منم به تقليد از ياسي اين مورد رو كامل نميگم.فقط همين قدر ميگم كه مربوط به يكي از بهترين دوستامه كه آرزو ميكنم ... 10_ زودتر از مصائب دنيا راحت بشم. و موقع مرگم، روحم از همه گناه ها و سياهي ها پاك باشه و هيچ دلي از من ناراحت نباشه.همچنين موقع مرگم دوست دارم با قلبي پر از اطمينان و ايمان باشم.و كسي اون لحظه نزديكم نباشه. و اما دوست نداشتني ها : 1_ دروغ و دروغگو 2_ كساني كه از سادگي من سو استفاده ميكنن و بهم خيانت ميكنن.به سختي ميتونم همچين اشخاصي رو دوست داشته باشم و تحمل كنم 3_ آدم هاي مغروري كه به جز خودشون و اهدافشون كس ديگه اي رو نمي بينن.اينطور افراد رو حتي اگر با من كاري هم نداشته باشن، تمام سعيم رو ميكنم تا غرور كاذبشون رو له كنم 4_ از بد مردن 5_ محتاج ديگران شدن 6_ كساني كه دم از چيزهاي خوب ميزنن و خودشون رو خوب جلوه مي دن، اما در باطن به فكر فريبكاري و آزار ديگران هستن 7_ از اينكه به كسي محبت ميكنم و اون در جواب خوبيِ من، به من ظلم ميكنه 8_ از اينكه بعضي ها حاضرن به هر قيمتي ديگران رو نااميد كنن 9_ از آدم هاي بد قولي و كساني كه زير حرفاشون ميزنن.اينطور افراد براي من از هيچ جايگاهي برخوردار نيستن. 10_ از اينكه موقع مردنم در حال اظطراب و ترس بميرم و روحم پاك نباشه. از اين مورد خيلي مي ترسم. خب دوستاني كه من به اين مسابقه دعوتشون ميكنم عبارتند از : ته نوشت: عکس بالایی شبیه همون چیزی بود که من همیشه تو رویاهام میخواستم ( مورد ۴ از دوست داشتنی ها )
... «سهراب» آدم وقتی که میمیره آزاد میشه,آزاده آزاد..... از : http://www.alivaram.com/node/11933 سلام خوبين؟ گفته بودم سعي ميكنم زود به زود آپ كنم ;) اين روزا حال و روز خوشي ندارم. اما هر چي بلا سرم بياد حقمه :D راس ميگم به جون اودم. با اين حال يه چن تا تصميم بزرگ واسه آينده ام گرفتم راستي يه خبر باحال: جديدا داره يه قانوني تصويب ميشه كه اونايي كه دو تا برادرشون خدمت رفتن، سومي معاف ميشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ! يعني اين قانون تصويب شده ولي هنوز به تاييد شوراي نگهبان نرسيده.بابا آخه اين چه مملكتيه؟ 5 ماهه آزه گاره دارن رو اين قوانين كار ميكنن و اصلا به اين فكر نميكنن كه n تا جوون منتظر اين معافيت كوفتي هستن تا برن سر كار و سرو سامون بگيرن.از وقتي اين قانون اصلا تو مجلس مطرح شد، كل سيستم قانوني،اجرايي و قضايي كشور كن فيكون شد! اگه دونه دونه بهتون بگم چه اتفاقاتي افتاده تا حالا به اين مرحله رسيده، عمرا باور كنين.فقط همين قدر بگم كه 1 ماه فقط به خاطر اين قانون هدفمند كردن يارانه ها، يك هفته بخاطر عوض شدن رياست مجلس، يك هفته به خاطر تصويب قوانين مربوط به فلسطين و ... تو مجلس علاف شديم.توي شوراي نگهبانم كه قربونش برم اصلا قانوني وجود نداره.طبق قانون اساسي، لايحه اي كه به شوراي نگهبان ميره براي تاييد، بايد طي 10 روز تاييد بشه يا به مجلس برگشت داده بشه.اما طبق اونچه كه مجلسي ها اعلام كردن، اين قانون معافيت كوفتي 21/7/88 به شوراي نگهبان فرستاده شده،حالا شوراي نگهبان از اون موقع تا حالا چه بلايي سر اون قوانين داره مياره خدا ميدونه فقط ! از اون طرف هم كاراي ساختمون هم بدجوري وقتمو گرفته.آخه افتاديم تو كار ساخت و ساز و بساز بفروش :D شوخي ميكنم بابا، مايه اش كجا بود؟واسه خودمون اگه خدا بخواد يه ساختمون ميسازيم كه اگه شد بعدا جزئياتش رو بهتون ميگم.فقط همينو بگم كه عكس يكي از كارگراي ساختمون رو گرفتم و مونتاژ كردم.عكس جنيفرلوپز رو گذاشتم بغلش خيلي با حال شده :D البته اين كار رو به درخواست خوده اوستاهه كردما ! تازه بهم گفته تو اينترنت پخش كنم تا مشهور بشه :D دفترچه كارشناسي ارشد رو هم گرفتم.خودم رو براي يه پرش بلند در زندگي دارم آماده ميكنم.دفعه پيش كه امتحان ارشد داده بودم خدايي لاي هيچ كدوم از كتابا رو وا نكرده بودم ولي از درصداي آزمونم حال كردم.از حالا بيشتر از 3 ماه وقت دارم براي ارشد.دعا كنين قبول بشم. آها راستي! ميلاد امام رضا رو به همه دوستاي عزيزم تبريك ميگم.عجيب هوس مشهد كردم.مدتهاست كه آرزو به دلم مونده برم زيارتش.اما نذر كردم اگه تا سال بعد بتونم يه سوزوكي vitara بخرم، يه كله برم پيشش :دي نه ولي دور از شوخي امام رضا رو دوس دارم عجيب ته نوشت: 1_ از دوستان به خاطر همدري هاشون ممنونم.اما كار من ديگه از اين حرفا گذشته.با اين حال مطمئن هستم كه به شكست عادت نميكنم.احساس ميكنم وقتي خدا تو دلمه، ميتونم با ارتش سرنوشت بجنگم . حتي پيروز بشم. 2_ احساس ميكنم رنگ فونت پست قبليم دخترانه بود. نظر شما در مورد اين رنگ چيه؟ خوبه يا عوضش كنم؟ ۳ـ دوستای عزیز از آهنگ قبلی خوششون نیومده بودُ واسه همین آهنگ وب رو عوض کردم.امیدوارم خوشتون بیاد ;) يا حق
از : http://www.alivaram.com/node/11934 سلام اميدوارم حال همگيتون خوب باشه. مدت ها بود كه درست حسابي نمي تونستم به وبلاگ و بروبچز خوب سر بزنم.اميدوارم بعد از اين، مثل سالها قبل بتونم پر انرژي باشم براي نوشتن و هفته اي يكبار آپ كنم حد اقل هر وقت احساس تنهايي كردم، در اين وبلاگ نوشتم.و حالا هم دوباره بعد از مدتها اين احساس در قلبم رشد كرده. در واقع اين قلم من بود كه هميشه مرهم دردهام بود و بهم تسكين ميداد. حالا دوباره فصل تنهايي من رسيده. و اين منم كه براي ادامه راه، فقط به آخر جاده فكر ميكنم و به خدايي كه اون وره دره خاموشي، منتظر منه ... نمي تونم بگم اين احساس بديه، نه ولي خب عادت كردن بهش سخته.اما با ارزش بودن يك هدف و مقصد، به سختي هايي هست كه ما تحمل مي كنيم.ميدونم كه خدا هم كمكم خواهد كرد. هيچ آرزويي ندارم.هيچ نگراني ندارم. نه نا اميدم، و نه اميدوار ! نه غمگينم، نه خوشحال.پاييزيِ پاييزي ام. گاهي احساس سبكي ميكنم.بخاطر اينكه از كسي كينه اي به دل ندارم و دل كسي رو نشكوندم.هميشه كسي بودم كه ديگران از من انتظار داشتن باشم. چن روز پيش سالگرد تولدم بود و من هيچ احساسي نسبت به اين روز نداشتم. اما امروز، وقتي خدا نور خورشيدش رو روي صورتم پهن كرد، فهميدم كه بايد حركت كرد و توقف نكرد. حتي حالا كه چيزهايي زيادي از دست دادم... اما هنوز بزرگترين بهانه رو براي حركت در دلم احساس ميكنم و اون رسيدن به تهِ ماجراي اين زندگيه. اين نوشته ها، آغاز دوباره منه. از كسي كه اين احساس رو در من دوباره زنده كرد، سپاس گذارم. ته نوشت: دوستان خواهش ميكنم سوالي نپرسيد.نمي خوام به گذشته ام برگشت بزنم. فقط دعام كنيد.
|
About![]()
Homeبهشت گمشده باران درد دل دوست نیلــــــــــوفر عاقبت خط جاده پایان یافت حصار سکوت روزگار تنهایی غربت من و تو ... غربت تو و من همــــــــــــراز ¸.•**•.¸باغ آسمون¸.•**•.¸ فرا تر از آسمان عاشقانه برای تو و بعد از تنهایی زمزمه های تنهایی ::: بي سرزمين تر از باد ::: مجنون بي ليلي مرا بسپار در یادت آسمانــــــــــــــــــــــه تقسیم شادی ها دل تکـــــــــــــونی قلب آسمونی معــــــــــراج در تنگنای سکوت و تنهایی ساحل نجات بهار آسمان خانه عاشقانه ها لعل سلسبيل آن سوي خيال زینب و محمد خاطرات دخمل تنها یه دل کوچولو خط خطی های سحر من و هیچ کس داداش مهدی اندیشـــــــــــه هایم شیر مرغ تا جون آدمیزاد من و این همه تنهایی دلنوشته های MRM |