تبليغاتX
دل نوشته های مهدی

دل نوشته های مهدی

آواز پرنده مهاجر

و آزاد

از لابه لای شاخه های ذهنم

سرود بهار می دهد

 گل سرخ 

از خاک

 سر بیرون می آورد

می شکفد

من منتظرم

منتظر نغمه باد

خبر قاصدکان بیابان پیما ...

من منتظر یک نگاه صمیمی آفتابم

معصومیت گل نرگس ...

دشت را می بینم

که به تنهایی یک گل سرخ لبخند می زند

همنوا با گل سرخ

از سرسبزی دیروز

تا آبی فردا

با بال خیالم پرواز میکنم

گل سرخ من

پژمرده نمی شود

هرگز !

خاکش از نور است

و دلش تهی از رنجش سرما

هم چنان منتظرم

تا که آن سفر کرده بیاید از راه

بتابد خورشید

آب دهد باز گل سرخ مرا

بگیرد دست مرا ...

 

... تا انتهای راه ...

 



سلام

از همه کسانی که آی دی dar_entezare_to14@yahoo.com  اد کردن ، باید به عرضشون برسونم که این آی دی متاسفانه هک شد . از همه خواهشمندم که آی دی جدید من entezare_eshgh14@yahoo.com  رو اد کن . شرمنده همتون شدم

ببخشین

فعلا یا حق ...

+نوشته شده در ساعت0:11 AMتوسط مهدی | |

سکوت شکسته شد

و از آن پرنده ای پر گرفت

و تا انتها رفت

حسرت خروشید

اشک جان گرفت

و در کنج نگاه ٬ خفت

 

غروب

                           جان گرفت از غربتی که بود

و امید

                           غرق شد در اعماق رود

کسی آمد از پشت زمان

و تنهایی را شست

و آهنگ آشنایی را نواخت

سینه در باغ شکفت

و خدا را یافت

و تا مرز زندگی تاخت

 

طیف گذشت

شب آتش گرفت

و غبار غم

در حصار عمر ٬ نشست

 

چشم من

                       لب اشک را بوسید

و اوج شکستن را

                      در باغ سکوت تو دید ...

 

... غائب همیشه حاظر ...

+نوشته شده در ساعت0:29 AMتوسط مهدی | |

جای پاهای تو رو ماسه ها مونده

هرم آفتاب زده جا پاتو سوزونده

موجای خسته میون گل نشستن

از راه دور اومدن خسته خستن

تن تو فدای بی رحمی دریا شد و رفت

تن من تشنه قطره آب ارزونی خاک شد و رفت

وسعت فاصله مون از این جا تا عرش خداست

تن های ما تنها ترین تن های دنیا شد و رفت ...

مرغای آبی واست چاوشی خوندن

تا ملائک با گل ها روتو پوشوندن

ای ز کف رفته که بود اول پر گشودنت

نمی تونه دلم عادت کنه با نبودنت

من که با امید تو هنوز تو ساحل موندم

نمیشه باور من دست عجل ربودنت ...

                                          (ستار)

 

... در انتظار تو ...

 

واژه می روید از خاک

و می چیند آن را مردی

و می سپاردش بر باد

تا ابد فرو می نشاند دردی

مسافر می پیماید جاده ها را

و می چکد اشکی از دیدگانش

و سوزی از ته سینه

جاده می سوزد از هرم آن آتش

صدای قناری می آید از دور

و صد دل مشتاق دیدار یار است

و دلتنگ صداهای پر از درد

که همه یادگاری از انتظار است ...

 

+نوشته شده در ساعت11:13 PMتوسط مهدی | |

قبل از هر چیزی     سلام 

امیدوارم حالتون خوب باشه . این تیم ملی انقدر بد بازی کرد که من بر آن شدم تا این پست رو اختصاص بدم بهش . ابتدا از بازی ایران - مکزیک شروع می کنیم :

یک منبع موثق که واسه دیدن بازی های ایران به آلمان رفته بود ٬ به من زنگ زد و گفت : فلانی ! خبر داری چی شده ؟ منم گفتم : نه ! چی شده ؟ گفت : قبل اینکه بازی ایران با مکزیک شروع بشه ٬ مهاجم مکزیک با مدافع گوش چپشون (رافائل مارکز) اومدن نیمه زمین ایران و هوار زدن ( به زبون فینگلیشی ) : آهای گاو چرونا ! زود باشین هفتیرتون رو بکشین  !! ایرانی ها هم زودی روحیشون رو از دست دادن و بازی رو واگذار کردن ٬ آخه ایرانی ها که حساس  ! خب البته دلیل این باختشون به نظر من موجه میتونه باشه در این شرایط .

بازی دوم هم چون بازیکن های ما ٬ هنوز تو جو بازی قبلی بودن و احساس امنیت نمی کردن ٬ تو بازی با پرتغال همش گیج میرفتن . بازی سوم هم دلشون به حال آنگولا سوخت و یه امتیاز بهش تقدیم کردن .

اما اینوهم بدونین که بعد از بازی ایران - آنگولا ٬ فیفا بهترین های جام جهانی رو معرفی کرد که مثل همیشه بازیکن ها و دست اندر کارن تیم ملی در صدر همه جداول بودند . آمارها از این قرار بود :

تندیس سیخ طلایی رو به علی دایی اهدا کردند . اما راستش من نمیدونستم که سیخ طلایی نماد چی هستش ٬ واسه همین زنگ زدم به همون رفیقم که تو آلمان بود و ازش پرسیدم و اون هم جواب داد : این سیخ رو واسه این دادن که فرو کنن  ... ( این قسمت رو به خاطر مسائل اخلاقی سانسور میکنم  )

حسین کعبی به خاطر تکل ها و دفاع قشنگش ٬ تونست برنده لگد از پشت بلورین  بشه .

ابراهیم میرزاپور ٬ دروازه بان خوشگل ایران هم به خاطر سوله شدن و همچنین احداث یک اتوبان چهار بانده ٬ برنده غلتک بلورین  بشه .

آقای دادکان هم به خاطر زحمات فراوانشون ٬ به مرخصی استیعلاجی تا آخر عمرشون رفتن

نوبتی هم باشه نوبت برانکو ویچه ( برای سهولت در کار ٬ اسم و فامیلیش رو با هم می نویسیم ) .قبلنا که بچه تر بودیم ٬ یه کارتون میداد به اسم " چوبین " . تو این کارتون یه شخصیتی بود به اسم " برانکو ". من از این برانکو چیز زیادی یادم نمی یاد جز اینکه یه شنل سیاه می پویشید و یه دماغ گنده داشت این هواااااااا  ! بعد نشستم فکر کردم ببینم چه رابطه ای بین این برانکو و برانکو ویچه خودمونه ؟ به این نتیجه رسیدم که هر دوی اینها تو لاف زدن لنگه نداشتن . ولی خدا وکیلی برانکو ویچه ما رو دست اون برانکو هم بلند شده بود . به همین خاطر ٬ فیفا نخود سیاه طلایی رو به برانکو ویچ داد .

من از همین جا به بازیکن ها خسته نباشید میگم و امیدوارم با جایزه هاشون ٬ انده هال رو بکنند .

فعلا یا حق ...

 

 ...  من Love  تو برانکو ...

+نوشته شده در ساعت0:13 AMتوسط مهدی | |