تبليغاتX
دل نوشته های مهدی

دل نوشته های مهدی

اول از همه ٬ سلام !

امیدوارم حالتون خوب و طاعات و عباداتتون مورد قبولی درگاه حق تعالی قرار گرفته باشه !

جا داره از همه دوستانی که محبت کردن و به جشن تولد منو سعید تشریف آوردن ٬ تشکر کنم و امیدوارم خوبی هاتون رو جبران کنم .

این پستم ٬ به نظرم با بقیه پست هام یکم فرق داره ! چون اینبار می خوام از چیزی بنویسم که با اینکه نوشتنی ها درباره اش زیاده ٬ ولی هنوز اونجور که باید ٬ خودم نتونستم به خوبی درک اش کنم . امروز میخوام در مورد چیزی بنویسم که اونقدر ارزش داره که اون رو به بهترینمون هدیه بدیم ! و اون چیزی نیست جز دل !

بله دل ! همین واژه دو حرفی که خیلی حرف ها و رازها و خیلی چیزا رو میتونه توی خودش نگه داره ! یکی از اون چیز ها ٬ میتونه پاکترین و مقدس ترین بهانه برای زنده بودن باشه و اون خداست .

شاید بی راه نیست که خیلی ها ٬ دل رو دار لله میدونن . یعنی خونه خدا .

همیشه توی زندگی ٬ میخوایم عزیزترین چیز رو به عزیزترین کسمون بدیم !همیشه دوست داریم یاد عزیزی رو توی دلمون زنده نگه داریم تا هر وقت از غم زمانه و سنگینیه درد دنیا ناراحت شدیم ٬ بتونیم تو خلوتمون ٬ باهاش نجوا کنیم و اون هم با ما حرف بزنه و محرم اشک هامون باشه ...

***

 

از بین این همه آدم و مخلوقات ٬ من هیچ کس به جز خدا رونتونستم پیدا کنم که بتونه امانت دار خوبی واسه خونه دل باشه. چون تنها کسی هست که با آدم صادق هست و مطمئن هستیم همیشه با ماست و هیچ وقت هم به آدم خیانت نمیکنه ! وقتی ناراحت هستیم ٬ جوری نوازشمون میکنه که ما از محبتش اشک میریزیم ولی به روی خودمون نمی یاریم . با حضورش ٬ همیشه شادیم و مطمئن و بدون اون ٬ گرفته و تلخ (علی بذکر الله تطمئن القلوب). درسته که دل ما گنجایش همه بزرگی اون رو نداره ٬ ولی انقدر جا داره که بتونیم زندگیمون رو باهاش پیوند بزنیم .اونقدر خوبه که اگه درست بشناسیمش ٬ فرصت بد بودن و گناه کردن رو بهمون نمی ده . نمی دونم توی ادبیات دوم یا سوم دبیرستان بود که :

خدا وقتی تمثال آدم رو خلق کرد ٬ ابلیس (پدر شیطان) اومد و از نزدیک کل بدن انسان رو نگاه کرد ولی وقتی چشمش به سینه انسان افتاد ٬ از فرشته ای پرسید : این عضو عجیب انسان چیه ؟ فرشته جواب داد : اسم اون دله و خدا بزرگیش رو توی اون جا داده . ابلیس هم گفت : من از همه اعضای انسان میتونم بهش وارد بشم الآ این دروازه که اسمش دل بود .

نمی دونم . شاید خدا خواسته دل تنها چیزی باشه که ما میتونیم توی دنیامون ٬ از ته وجودمون بهش بنازیم و سرآخر هم بهش پس بدیم . شاید اصلا همین دل ٬ تنها چیزی باشه که ما رو میتونه با آسمون های هفتم ٬ وصل کنه ! شاید اگه وجودمون خالی از دل بود ٬ هیچ وقت فرصت عاشق بودن نبود و هیچ وقت هم نمی شد غزلی از دفتر هزار برگ عاشقی خوند ... و شاید ها و شاید ها ...

 

... کوچه های دل ...

+نوشته شده در ساعت0:46 AMتوسط مهدی | |

 

... و این بارانی از جنس خداست که بی وقفه بر تن خاکیان می بارد

انسان ها ٬ سواربر ابرهایی از نورمی شوند وتا اوج ٬ بال می گیرند

اشک است که می جوشد و جان میدهد امید را...

و آهنگ « الغوث الغوث » شورعاشقی را می آفریند

پنجره ها بازند وبال های فرشتگان برزیر پای شورآفرینان گسترده شده ... 

 

 

  خدایا !

به توانگری ٬ آبرویم را حفظ کن وبا تنگدستی شخصیتم را ضایع مکن تا مجبور شوم ازمردمی که ازتو طلب روزی میکنند ٬ درخواست روزی نمایم و نیزناچار شوم که عاطفه بندگان بدت را به خود جلب کنم و یا به ستودن کسی که به من عطایی داشته مشغول گردم و یا آن را که از کمک کردن به من دریغ نموده ٬ملامتش کنم وتو پس از این همه حرفها ٬ صاحب اختیاری که عطا کنی یا عطا ننمایی زیرا که تو بر هرچیزی توانایی داری .

                                                                    خطبه : ۲۱۶

 

امشب فرق عدالت شکافته می شود با شمشیری که زهرآگین شده با کینه و غرور .

از امشب کوچه های خلوت ٬ تا ابد انتظار عابر شب نشین را خواهند کشید .

 

کاش علی (ع) دوباره دستی بر سر یتیمان میکشید ...

 

+نوشته شده در ساعت2:31 AMتوسط مهدی | |

 

... تنهایی ام را تنها با تو قسمت خواهم کرد ...

 

   بگذار بمیرم

          تا در سرزمینی دیگر ٬ به دیدارت شتابم .مرا که اسیر این جهان مه آلود گشته ام

   بگذار بسوزم وبسازم

          با تیری که سینه ام را دو نیمه کرده ٬ و شهر ویرانی که با ذوق بنا نهاده شده

   بگذار بگیرم

          بر سر گور لحظه هایی که همه در بی تو بودن گذشت

   بگذار ببندم

          چشمانی را که هرگز به نگاهت ره نیافت .

   بگذار بگذرم

          از هر چه خوشی ست . سهم من از این دیار ٬ تنهایی و اشک و حسرت است

   بگذار بریزم

          به پایت عاشقانه هایم را

                                   که تنها تو عشق من هستی

 

قسم به نگاهت ! قسم به لحظه های با تو بودن ! قسم به آوارگی دل پریشانم !

بمیران مرا اگر سهل است تو را رساندم قلبم به جاودانگی ات ...

                                                                                         8/1/85  : D

                                                    T :17:14

 

... تنهایم مثل تو ...

 

    آسمان می بارد

   و اشک نیز با او

   و من صعود می کنم تا عرش تو

   نفس هایم

   همه قدم هایی ست ٬ که به سوی تو طی می شود

   احساس من ٬

   می گذرد از اوهام شب زده مرداب

   و می شکفد در سرزمینی از نور

   و بلندایش تا نزدیکی های توست

   و درونش٬که زخم خستگی راه را می پروراند

   همچنان می بارد آسمان

   و اشک نیز در پی او

   قطره ها ٬

   سیر می کنند رگ ها مرا

   و زمزمه در نفسم جاری می شود

   شوق پرواز ٬ جان میگیرد

   و سینه ٬ سفر را آغاز می کند

 

                       

                                                                                      D : 85/7/12

                                                                                 T : 14 :7

+نوشته شده در ساعت11:23 PMتوسط مهدی | |

 نو بهار است و شگفتا که این بهار٬ خزان و برگ ریزان ندارد.همیشه بهار است.بهار دل هاست بهارجان. بوی باران می آید که باران و بهاران را در هم تنیده .فصل طرب است و از نوشکفتن «للصائم فرحتان ٬ فرحه عند افطارة و فرحة عند لقا ربة» :برای روزه دار ٬ دو شادی است ٬ یکی زمان افطارش و دیگری هنگام ملاقات پروردگار (امام صادق علیه السلام)

دل اگر بهاری باشد ٬ حتما بوی باران را می شنود که به تعبیر پیامبر اعظم صلوات الله ( مثال آنچه برای هدایت مبعوث شدم ٬ مثال باران است). باران که می بارد٬عطش وآتش را فرو می نشاند و گرد و غبار و غم از جان و جهان می زداید و جاری آن ٬ آهنگ زندگی را می نوازد.راستی ! دلنشین تر از صدای باران و خوش تر از بوی آن٬هنگام نشستن بر جان و خاک مرده٬شنیده ای ؟

پس بگشا پنجره این دل هوایی را ٬ بگذار بشنود صوت دلنشین پیامبر باران و بهاران را:(« قد اقبل علیکم شهر الله بالبرکه و الرحمته و المغفرته» : ماه خدا به سوی شما آمده ٬ با برکت و رحمت و مغفرت ... رمضان ماهی است که ابتدای آن رحمت است ٬میانه اش مغفرت و پایانش آزادی از آتش جهنم ...درهای آسمان از اولین شب این ماه گشوده می شود و تا آخرین شب بسته نخواهد شد ... اگر بنده خدا می دانست که در این ماه ٬ چه برکتی است٬ دوست داشت تمام سال رمضان بود.)

دلا شب های نمی نالی به زاری

سر راحت به بالین می گذاری

تو صاحب درد بودی ٬ ناله سر کن

خبر از درد بی دردی نداری

 

بنال ای دل که رنجت شادمانی ست

بمیر ای دل که مرگت زندگانی ست

 

مباد آن دم که چنگ نغمه سازت

ز دردی برنیانگیزد نوایی

مباد آن دم که عود تار و پودت

نسوزد در هوای آشنایی

با این همه٬ دل به نوبهاری سپرده ایم که «قربت فیه الآمال و نشرت فیه الاعمال»: آرزوها در آن نزدیک و دست یافتنی و عمل ها منتشر می شود.سلام بر چنین ماه نو بهاری که ماه بزرگ میهمانی خدا و عید و اولیای خداست.ماه آزادی بندگان خدا٬ و چرا چنین نباشد در حالی که امام صادق (ع) می فرماید :«روزه ماه رمضان را خدا بر هیچ یک از امت ها واجب نکرد٬ خداوند روزه را فقط بر پیامبران واجب کرده نه بر امت ها ٬ اما امت اسلام را فضیلت داد و روزه ماه رمضان را بر رسول خدا (ص) و امت او واجب کرد»و این گونه بود که روزه ٬ سپر آتش شد « برتو باد به سپری که در برابر آتش است و اگر توانی که در هنگام مرگ ٬ شکمت گرسنه باشد ٬ چنین کن»و«روزه سپر است به شرط آنکه شخص این سپر را ندرد».

... ما را به تقوا و پرهیزگاری فرمان داده اند ٬ که آن «کلید رستگاری و توشه معاد و آزادی از هر بردگی و رهایی از هر هلاکتی است. با تقوا ٬ جوینده به مطلوب می رسد و گریزنده نجات می یابد و خواسته ها٬ دست یافتنی می شوند.پس عمل کنید حال که عمل را بالا می برند و توبه سودمند است.دعا شنیده می شود و آرامش برقرار است و قلم ها به کار.و در کارها پیش دستی کنید در عمری که رو به کاهش و مرضی که بازدارنده و مرگی که رباینده است. مرگی که برهم زننده لذت ها و شادمانی شماست٬ خواهش های نفسانی را تیره و تار میکند و از مقصد دور می سازد... پس بر شما باد به جدیّت و سخت کوشی و ساختن و آماده شدن و توشه برداستن از خانه ای که برای زاد گرفتن است. و دنیا نفریبد شما را چندان که امت های قبل از شما را فریفت - خطبه ۲۳۰ نهج البلاغه)

اینک ماییم ایستاده بر آستان نو بهار. عید آمده و ساعات تحویل روزگار خزان به بهاران را با خود آورده است.ماییم و دل هایی چون پَر ٬ دستخوش باد و طوفان ٬ هر لحظه زیر و رو شونده تر از دیگ جوشان و در تاب و تب و اظطراب شدن ٬ سزاواردل آدمی است.اظطراب را گویی که با گِل دل ٬ سرشته اند...


پی نوشت :

۱- مطلب بالا ٬ از روزنامه کیهان گرفته شده

۲- به خاطر طولانی بودن مطلب ٬ قسمت هایی از اون حذف شده ولی قسمت هایی که به نظر خودم دلنشین بود رو نوشتم .

 

الّهم لا تخذلنی فیه لتعرضّ معصیتک َ زحرحنی من موجباتِ سَختِکَ بِمنُّکَ و أیادیکَ یا متَهی رغبةِ  الرّاغِبین . : خدا یا ! مرا در این روز ٬ برای متعرض شدن بر نافرمانیت  رسوا مکن و مرا در این روز ٬ به تازیانه های انتقام کشیدنت ٬ نزن و مرا در این روز ٬ چیزهایی که باعث خشم تو می شود ٬ دور کن . به حق بخشش و نعمت هایت ای نهایت اشتیاقان مشتاقان !

... خدایا ! تو مرا بس ...

خدایا !

به حق وسعت کرم و عظمت و مهربانی ات ٬ عبادت های ما را - هر چند که کم و حقیراند - قبول درگاهت کن و ما را از صالحانت و یاران حجتت(عج) قرار ده ! و عشق و یاد خود را همیشه در قلب و دل ما جاری ساز .

+نوشته شده در ساعت11:16 PMتوسط مهدی | |