|
صدا کن مرا
صدای تو خوب است صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی ست که در انتهای صمیمیت حزن می روید. در ابعاد این عصر خاموش٬ من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم. بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است. و تنهایی من ٬ شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد . خاصیت عشق این است. کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم و آن وقت ٬ میان دو دیدار قسمت کنیم بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم بیا زودتر چیزها را ببینیم... بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام. بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را. مرا گرم کن... مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات... و من در طلوع یاسی از پشت انگشتان تو ٬ بیدار خواهم شد... و آن وقت من٬مثل ایمانی از تابش استوا گرم٬ تو را در سر آغاز یک باغ خواهم نشاند . (سهراب) گوش کن در سکوت مبهم شب های انتظار قلبم شعر عشق را برای کسی می خواند ای قبای سبز کبریا ! تنها آستان پاک تو را دارم که سر بر روی آن گذارم آرامشی از جسن ایمان و ایمانی از جنس دیدار٬عطایم فرما. و مرا در تهاجم فاصله ها فاتح گردان. به امید زیباترین مهربانی ات ... مهدی(مرتضی)
دلم برای کسی تنگ است...
کسی که مثل هیچ کس نیست کسی که در باور کوچکم مهربان ترین فرشته شد ناجی قلبم! دلم برای تو تنگ است... آری تو تو که روزی آمدی و عطر نفس هایت برای همیشه در تنهاییم جاری شد تو که آمدی و مرا تا بی کران آرزوهای زیبایت بردی گل خوشبوی من دلم برای تو تنگ است و هنگام نوازش باران تو در یادمی شیرین ترین رویای خوشبختی... قسم به پاکی چشمانت و قسم به مهربانی دستانت که در باور کوچکم مهربان ترین فرشته شدی. رها
من ! خدا را در طرحی از دیدار می کشم ٬ روی همه اوراق دفتر شعرم. من غرقم در عمق پهناور قطره اشکی که از چشمان تو می تراود و مرا می شوید از دریا و من در سرزمینی دیگر به شط پر آب مهربانیت می رسم شورم را ببین ! از عمر من همین یک پیمانه باقی مانده است بنوشم تا سیراب شود تشنگی ات یا مرا زیر نهالی بریز تا بهارم را در نفس هایت ببینی ... ای تو بهانه واسه موندن٬ ای نهایت رسیدن ای تو خود لحظه بودن٬تو طلوع صبح خورشید رو دمیدن ای همه خوبی ٬ هم پاکی ٬ تو کلام آخر من ای تو پر از وسوسه عشق٬تو شدی تمامی زندگی من اسم تو هر چی که میگم همه تکراره حرفای دل من چشم تو هر جا که میرم جاریه تو چشمای منتظر من تو رو اون لحظه که دیدم٬ به بهانه هام رسیدم از تو تصویری کشیدم که اون رو هیچ جا ندیدم تو رو از نگات شناختم٬ قصه از عشق تو ساختم تو رو از خودت گرفتم٬ با تو یک خاطره ساختم ای تو بهانه واسه موندن ...
پی نوشت : شعر دومی از من نیست ولی از وقتی توی راه عاشقی قدم گذاشتم٬همیشه زمزمه می کنم ... ولادت حضرت محمد رو به همه انسان های روی زمین و مخصوصا دوستای عزیزم تبریک میگم
حالا که با هم یکی شدن دلامونو
حالا که جاده هام افتادن به پامونو یکی از اون بالا انگار داره می شنوه صدامونو به گمونم که اثر داره دعامونو همسفر ای هم ستاره راه بیوفتیم که خودش داره هوامونو دل اون سوخته برای گریه هامونو خودش داره هوامونو... کلید بارون تو دستامونه می شیم روونه شونه به شونه می شه هر سنگ بیابون برای ما یه نشونه که بتونه ما رو تا کنار دریا برسونه هم سفر ای هم ستاره سر رو شونه های من بزار دوباره وقتی برفا اب می شن رود خونه سر رو شونه دریا میزاره کلید بارون تو دستامونه می شیم روونه شونه به شونه رها
|
About![]()
خدایا !
Homeبهشت گمشده باران درد دل دوست نیلــــــــــوفر عاقبت خط جاده پایان یافت حصار سکوت روزگار تنهایی غربت من و تو ... غربت تو و من همــــــــــــراز ¸.•**•.¸باغ آسمون¸.•**•.¸ فرا تر از آسمان عاشقانه برای تو و بعد از تنهایی زمزمه های تنهایی ::: بي سرزمين تر از باد ::: مجنون بي ليلي مرا بسپار در یادت آسمانــــــــــــــــــــــه تقسیم شادی ها دل تکـــــــــــــونی قلب آسمونی معــــــــــراج در تنگنای سکوت و تنهایی ساحل نجات بهار آسمان خانه عاشقانه ها لعل سلسبيل آن سوي خيال زینب و محمد خاطرات دخمل تنها تنهاي تنهام خط خطی های سحر من و هیچ کس داداش مهدی اندیشـــــــــــه هایم شیر مرغ تا جون آدمیزاد من و این همه تنهایی دلنوشته های MRM یه دل کوچولو |