|
روزی که مهدی وبلاگش رو بست بهش گفتم اگه تو بری منم دیگه نمی نویسم. بهم گفت مگه میشه من تو رو تنها بزارم؟ گفتم تو نوشتی حتی بچه ها برات کامنت نزارن اون روز بود که شکم تبدیل به یقین شد... اون روز یه کم چت کردیم. مثل همیشه مهربون بود و آروم مهدی وبلاگش رو بست اما قول داده بود مثل همیشه به کامنتام جواب بده منم تقریبا هر روز بهش سر می زدم بعد گفت می خوام یه چیزی بهت بگم ولی روم نمی شه تعجب نکردم. نمی دونم چرا ولی می دونستم یه همچین پیشنهادی میده چند روز طول کشید تا قالب آماده بشه. اون موقع سمانه تازه اومده بود از اون شب چتهای سه نفریمون شروع شد... چقدر اون شبها رو دوست دارم شب ولنتاین بود اولین کامنتای بچه ها بعد از اولین پست مشترکمون خیلی برام جالب بود هر چی تو خاطراتم می گردم یادم نمیاد از کی مهدی رو دوست داشتم. اوایل مثل یه برادر و واقعا هم مثل برادر. برام یه برادر مهربون و دوست داشتنی بود دوست دارمش مثل دانه ای که نور را مثل زورقی که موج را یا پرنده ای که اوج را... دوست دارمش.
......................................................................................... من و مهدی دیروز و امروز با هم بودیم مهدی فردا برمیگرده شمال... مهدی با تمام وجودم دوست دارم
زمان در بستر شب خواب و بيدار است نگاهم باز حيران تو خواهد ماند هوا آرام ، شب خاموش ، راه آسمان ها باز.
پی نوشت : ۱ـ از همه بروبچ به خاطر تاخیرمون شرمنده ام.با کلی تاخیر تولد یاسی و آقا بابک رو از طرف خودم و رها بهشون تبریک میگم.امیدوارم همیشه عمرشون با هم در کمال آرامش و عاشقانه زندگی کنن و به همه آرزوهاشون هم برسن ایشالله ۲ـ شعر بالایی از من نبود یا حق
من اگه نباشم کی واسه همیشه
تو رو می پرسته؟ کی برات می میره؟ کی نمیشه خسته؟ کی تو رو میزاره روی دو تا چشماش؟ کی اگه نباشی می گیره نفس هاش؟ من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره؟ کی میاد دنبال تو تو رو تا خورشید ببره؟ کی میگه حقا همیشه با توئه؟ واسه ی خاطر تو کی میاد پشت پنجره؟ کی با بالهای شکسته با تو پرواز می کنه؟ راست بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه؟ من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته؟ کی برات می میره؟ کی نمی شه خسته؟ کی تو رو میزاره روی دو تا چشماش؟ کی اگه نباشی می گیره نفسهاش؟ من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی؟ کی میاد سراغ رویات تو شبای مهتابی؟ کی بیداره تا تو خوابت ببره؟ کی قایم میشه توی ابرا که راحت بخوابی؟ رها
|
About![]()
خدایا !
Homeبهشت گمشده باران درد دل دوست نیلــــــــــوفر عاقبت خط جاده پایان یافت حصار سکوت روزگار تنهایی غربت من و تو ... غربت تو و من همــــــــــــراز ¸.•**•.¸باغ آسمون¸.•**•.¸ فرا تر از آسمان عاشقانه برای تو و بعد از تنهایی زمزمه های تنهایی ::: بي سرزمين تر از باد ::: مجنون بي ليلي مرا بسپار در یادت آسمانــــــــــــــــــــــه تقسیم شادی ها دل تکـــــــــــــونی قلب آسمونی معــــــــــراج در تنگنای سکوت و تنهایی ساحل نجات بهار آسمان خانه عاشقانه ها لعل سلسبيل آن سوي خيال زینب و محمد خاطرات دخمل تنها تنهاي تنهام خط خطی های سحر من و هیچ کس داداش مهدی اندیشـــــــــــه هایم شیر مرغ تا جون آدمیزاد من و این همه تنهایی دلنوشته های MRM یه دل کوچولو |