تبليغاتX
دل نوشته های مهدی

دل نوشته های مهدی

سلام

امیدوارم حال همگی بروبچ خوب باشه و تا الان سال خوبی رو پشت سر گذاشته بوده باشین(!!). دیگه یواش یواش سال ۸۶ هم داره به آخراش میرسه.

از طرف خودم و رهایی پیشاپیش چهارشنبه سوری و عید نوروز باستان ایرانی و ۱۳ بدرو ... رو بهتون تبریک میگم

یک سال از عمرمون گذشت٬ به همین زودی و به همین سادگی ... حالا میشه از خودمون و سالی که گذشت یه برداشت کلی بکنیم که آیا امسال اونی که می خواستیم شدیم یا نه؟ آیا تفاوت مثبتی نسبت به پارسال٬ تو شخصیت خودمون احساس میکنیم؟ اگه جوابمون + که دممون گرم اگه هم نه که امیدوارم بتونیم خودمون رو بهتر از اینی که هستیم٬ بکنیم.

امیدوارم سال ۸۷ سالی پر از خیر و برکت و سعادت واسه همه ایرانی ها و دوستای عزیزم و همچنین لبریز باشه از شادی و شوق و خروار خروار خبرهای توپ و خوشحال کننده

یه تبریک ویژه به کسی که تو زندگیم٬ بدون شک بهترین هدیه خداست به من() و من به شخصه مخلصشم و فداش میشم. و اون شخص کسی نیست جز رهایی عزیزم . امیدوارم توی این سال جدید و کلا" تو تموم لحظه هاش٬ شاد و سلامت باشه .و خدا کنه امسال بیشتر همو ببینیم ...

رهایی ! میخوام بهت بگم از صمیم قلبم واست آرزوی سربلندی و سلامتی و خوشحالی دارم و اینکه لبخندهای زیبات (که من بی نهایت دوسشون دارم) همیشه برلبهات جاری باشه و سعادت و شادی رو توی تک تک لحظاتت حس کنی و اینکه خدا رو هم همیشه و بیشتر از قبل تو دلهامون احساس کنیم ...

دوباره از طرف خودم و رهایی٬ پیشاپیش عید رو بهتون تبریک میگم .

شعر زیر که از فریدون مشیری هستش رو هم به عنوان آخرین شعر در سال ۸۶ تقدیم میکنم به بهترین و عزیزترینم :

تويي تويي به خدا ، اين كه از دريچه ما
نگاه مي كند از مهر و با منش سخن است
تويي كه روي تو مانند نو گلي شاداب
ميان چشمة مهتاب بوسه گاه من است

تويي تويي به خدا ، اين تويي كه در دل شب
مرا به بال محبت به ماه مي خواني
تويي تويي كه مرا سوي عالم ملكوت
گهي به نام و گهي با نگاه مي خواني

تويي تويي به خدا ، اين دگر خيال تو نيست
خيال نيست به اين روشني و زيبايي
تويي كه آمده اي تا كنار بستر من
براي اينكه نميرم ز درد تنهايي

تويي تويي به خدا اين حرارت لب توست
روي گونة سوزان و ديدة تر من
گهي به سينة پر اضطراب من سر تو
گهي به سينة پر التهاب تو سر من


تويي تويي به خدا ، دلنشين چو رويايي
تويي تويي به خدا ، دلربا چو مهتابي
تويي تويي كه ز امواج چشمة مهتاب
به آتش دلم ، از لطف مي زني آبي 
 
تويي تويي به خدا ، عشق و آرزوي مني
به سينه تا نفسي هست بيقرار توام
تويي تويي به خدا ، جان و عمر و هستي من
بيا كه جان به لب اينجا در انتظار توام 
 
منم منم به خدا ، اين منم كه در همه حال
چو طفل گمشده مادر به جستجوي توام
منم كه سوخته بال و پرم در آتش عشق
« درآن نفس كه بميرم در آرزوي توام »

منم منم به خدا ، اين كه در لباس نسيم
براي بردن تو باز ميكند آغوش

من آن ستاره صبحم كه ديدگان تو را
به خواب تا نسپارم ، نمي شوم خاموش
 
منم منم به خدا ، اين منم كه شب همه شب
به بام قصر تو پا مي نهم به بيم و اميد
اگر ز شوق بميرد دلم چه جاي غم است
در اين ميانه فقط روي دوست بايد ديد

منم منم به خدا ، ساية تو نيست منم
نگاه كن ، منم اي گل ، كه با تو همراهم
منم كه گرد تو پر مي زنم چو مرغ خيال
ز درد عشق تو تا ماه مي رود آهم 
 
منم منم به خدا ، اين منم كه سينة كوه
به تنگ آمده از اشك و آه و زاري من
ز كوه هر چه بپرسي جواب مي گويد
گواه نالة شبهاي بيقراري من

من وتوييم كه در اشتياق مي سوزيم
من و تويي كه در انتظار فرداييم
اگر سپيدة فردا دمد ، دگر آن روز
من و تو نيست ميان من و تو اين : ماييم

دعامون کنین

تا سال بعد یا علی

+نوشته شده در ساعت5:49 PMتوسط مهدی | |

مهربانم، اي خوب!
يادت باشد؛ يک نفر هست که اين جا
بين آدم هايي، که همه سرد و غريبند با من و تو
تک و تنها، به تو مي انديشد
و کمي
دلش از دوري تو دلگير است...
مهربانم، اي خوب!
يادت باشد؛ يک نفر هست که چشمش
 به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعايش اين است
زير اين سقف بلند، هر کجايي هستي، به سلامت باشي
و دلت همواره، محو شادي و تبسم باشد
...
مهربانم، اي خوب! يادت باشد
يک نفر هست که دنيايش را
همه هستي و رويايش را
به شکوفايي احساس تو، پيوند زده...
مهربانم، اي خوب!
يک نفر هست که با تو
تک و تنها با تو
پراز احساس و خيال است و سرور
مهربانم! اين بار، يادت باشد
يک نفر هست که با تو

 به خداوند جهان نزديک است

+نوشته شده در ساعت5:35 PMتوسط مهدی | |