انگار با من از همه کس آشناتري از هر صداي خوب برايم صداتري آيينه اي به پاکي سر چشمه يقين با اينکه روبروي مني و مکدري تو عطر هر سپيده و نجواي هر نسيم تو انتهاي هر ره و كان سوي هر دري لالاي پر نوازش باران نم نمي خاک مرا به خواب گل سرخ مي بري
انگار با من از همه کس آشناتري از هر صدا خوب برايم صداتري درهاي ناگشوده معناي هر غروب مفهوم سر به مهر طلوع مکرري هم روح لحظه هاي شکوفايي و طلوع هم روح لحظه هاي گل ياس پرپري از تو اگر که بگذرم ، از خود گذشته ام هرگز گمان نمي برم از من تو بگذري
انگار با من از همه کس آشناتري از هر صداي خوب برايم صداتري من غرقه ي تماي غرقاب هاي مرگ تو لحظه عزيز رسيدن به بندري من چيره مي شوم به هراس غريب مرگ از تو مراست وعده ميلاد ديگري از تو اگر که بگذرم از خود گذشته ام هرگز گمان نمي برم از من تو بگذري
انگار با من از همه کس آشناتري از هر صداي خوب برايم صداتري
اردلان سرفراز
پ.ن ۱ـ شعر بالایی رو تقدیم میکنم به رهای عزیزتر از جونم
پ.ن ۲ـ بر فرض که ما بی معرفتیم٬ به سر دوستای با معرفتمون چی اومده ...؟!
خدایا ! ای عطر گلهای نیلوفری و مرجانی...! ریشه خشکیده ام را در سرزمین امن طراوت دستانت میکارم. به امید نهالی و شکفتنی و رسیدنی ...
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*- بر گونه های خیس من با تابشی که میرسد به پوچ بر قیل و قال من با ناله هایی که میشود خموش در شامگاهی که مشتاق یاری ام اری صدایت را میشنوم هنوز