تبليغاتX
دل نوشته های مهدی

دل نوشته های مهدی

سلام

امیدوارم حالتون خوب باشه

روزها بدون اينكه بدونيم و متوجه بشيم، دارن طي ميشن و اين وسط عشق هست كه حكم يك نمايشنامه زيبا رو داره.

لحظه ها بي مقدمه درگذر هستن، يا شايد هم هر لحظه اي كه ميگذره، مقدمه اي هست براي لحظات آينده .....٬

و شايد امروز كه من دارم وب رو آپ ميكنم،مقدمه اي هست براي لحظه قشنگ ۲۵ بهمن.پس امروز رو (به خاطر در پیش داشتن یه مسافرت درسی و البته لاو  ) به یاد این روز عزیز آپ میکنم.

۲۵ بهمن از جمله اون روزهاست كه من خدا رو بيشتر از قبل شكر ميكنم كه باعث شد تا ما مزه عشق رو بچشيم .....٬

25 بهمن ۸۷ براي منو رهايي، علاوه بر اينكه ولنتاين محسوب ميشه، يادآور روزها و شبهاي به ياد موندني اي هست كه تا عمر داريم با ما خواهد بود.در واقع در شب ۲۵ ماه بهمن بود كه براي اولين بار ما در مقابل هم، اعتراف كرديم كه عاشق هم شديم  

خیلی وقتا از ما خواسته شد تا در مقابل چیزهای دیگه سر تعظیم فرو بیاریم  اما این خواست خدا بود که لحظه ها بگذرن و ما با گذشتن هر ثانیه٬ بیشتر از قبل احساس نیاز به عشق رو در قلب و روحمون داشته باشیم.....٬

 ۲۵ بهمن دومين سالگرد روز عاشقيمون هست  

رهاي عزيزم‌! اين روز + ولنتاین رو با تمام وجودم بهت تبريك ميگم

 

&

 

تقدیم به تو با عشق

 

ای بانوی دلدادگی٬ ای زاده آزادگی

بردی مرا به شرق عشق٬ دادی مرا تو زندگی

                                                                 ای همسر شرقی من٬ای تکیه گاهم

                                                                 ای سرزمین عاطفه٬ تویی پناهم

ای اسم تو بر لب من بوسه تقدیس

همیشه عشق٬همیشه مهر٬همیشه پردیس

                                                                 ای در شب یلدای من ماه و ستاره

                                                                 سپیده فردای من از تو بهاره

بی تو خلوت کویرم٬ تک و تنها و اسیرم

با تو برگم٬ با تو باغم٬ با تو نور شب چراغم

                                                                

ای بانوی دلدادگی٬ ای زاده آزادگی

طلوع من از شرق تا بی کرانه است

نگاه مهربان تو پر از ترانه است ....   

 

 

امیدوارم تونسته باشم اون کسی که تو میخوای باشم و باهات عشق رو معنا کرده باشم ...


پی نوشت:

همونطور که گفتم یه چن روز قراره برم مسافرت.امتحان کنکور ارشد هم دارم.واسم دعا کنید٬ ولی بیشتر دعاتون رو واسه قبول شدن تو دانشگاه آزاد خرج کنید که خیلی دوس دارم توش قبول شم

فعلا یا حق

 

+نوشته شده در ساعت2:3 PMتوسط مهدی | |

سلام

امیدوارم حالتون خوب باشه

بالاخره بعد از مدتها میخوایم آپ بکنیم گوش شیطون کر  اونم تو این هیرو ویری امتحانات! ولی خوبیش اینه که آدم این موقع ها می تونه یه موضوع واسه آپ کردن پیدا کنه  خوندن کتابای تاریخی باعث شد تا پست امروز هم به این بخشی از این مقوله اختصاص پیدا کنه٬ هر چند بحثای تاریخی با دوستای دیگه هم مزید بر علت شد .

اما چیزی که مدتهاست فکرمو به خودش مشغول کرده و میخوام امروز ببرم رو آنتن٬ خیانتهای اعراب به اسلام و بشریت هستش.جالبه بدونین که همین چن وقت پیش که با یکی از دوستان وقتی حرف از اتفاقات تاریخی افتاد٬ مدعی شد که من مدافع حقوق اعراب هستم.حالا به هر حال خواستم جزئی از خیانتهای این نژاد (!!) رو به انسانیت به رشته تحریر دربیارم٬ چرا که اگه بخواهم همه خیانتها رو برشمرم٬ مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد.اما لازم به ذکره که از اعراب٬ بودند کسانی که واقعا انسانهای وارسته و قابل احترامی باشند٬ و البته اینکه خانواده پیامبر (پدر٬ و پدر بزررگ و عمو و فرزندانش و همسر اولش) از این قاعده مستثنا هستند.چون اولا نژاد اصلی پیامبر از اعراب نیست و جد ایشون  عدنان هست که با چند واسطه از نواده اسماعیل(ع) است به شبهه جزیره عربستان مهاجرت کردند (اعراب مستعربه یا عدنانیان)و ثانیا خداوند برگزیده اش رو از بهترین ها انتخاب میکنه.

اول از خیانت جمعی از این اعراب به اسلام و مسلمون ها شروع میکنم.

  1. شاید بشه گفت اولین خیانت جدی و البته بزرگترینشون وقتی رقم میخوره که پیامبر(ص) در بستر بیماری هستن و لحظه های آخرشون سپری میشه.وقتی صحابه دورش جمع میشن و ایشون تقاضای کاغذ و قلم میکنن تا وصیتی بکنن که با تمسک مسلمون ها به اون٬ هرگز مسلمانها دچار گرفتاری و مصائب نخواهد شد.و شخصی از صحابه که انگار خودش رو ولی مسلمانها میدونه٬ از این کار ممانعت میکنه و میگه: "درد بر او چیره گشته٬ نمیداند چه بگوید!" و به حاضران گفت: "قرآن میان ماست و همان ما را کفایت میکند..." و این شحص کسی نیست جز عمر بن خطاب. و این داستان به نقل از علمای سنی در کتاب صحیح بخاری جلد ۸٬ طرقات کبری نقل شده. و این خیانت بی شرمانه عمر٬ باعث شد تا بعد از ۱۴ قرن هنوز هم که هنوز است٬ مسلمانان یک روز نتوانند بدون کینه و نفاق نسبت به هم بگذرانند.
  2. سقیفه و انکار رحلت پیامبر. دوستان میتونن رو کلمه سقیفه در ابتدای جمله کلیک کنن تا اطلاعات لازم رو بدست بیارن.
  3. سوزاندن احادیث پیامبر(ص) که از زمان خلیفه اول (ابوبکر) شورع شد و در زمان خلیفه دوم (عمر) به اوج خودش رسید ونتیجه اش این شد که علی(ع) در خطبه ۱۰۸ نهج ابلاغه فرمود: "مردم در فساد و جنایت هم داستان شدند٬ از دین فاصله گرفتند٬ بر دروغ پیمان بستند و از راستگویی پروا کردند"

حالا  اگه از حادثه فدک و اون همه بلا که سر امامای ما آوردن٬ بگذریم می بینیم که بعد از از اون همه سال پس از ظهور اسلام٬ امروزه همین اعراب٬ با ایجاد فرقه های مختلف٬ در صدد نفاق برای براندازی یکدلی بین مسلمانان هستن.وهابیت و بهایی ات که میشه گفت دین تازه تاسیس شده از شکم گنده این اعراب بدنیا اومده٬ مکتبی هست که هیچ شباهتی به دین که هیچی٬ هذیان میماند.چرا که در این دین های تازه تاسیس شده٬ ریختن خون شیعه یان و یا خراب کردن مساجد آنها مباح و بلکه واجب هست!در مورد وهابیت می تونید به اینجا مراجعه کنید.اما در مورد فتاوی چندتا از مفتی های وهابی و خود عبدالوهاب نمونه هایی میارم که خوندنشون خالی از لطف نیست:

وهابيها تقليد از يك شخص مثل ابوحنيفه , شافعى و ... را بدعت و حرام مى دانند.وهابيون مى گويند: سفر براى زيارت قبر پيامبر(ص ) جايز نيست! وهابيون طلب شفاعت از پيامبران (ع ) و اولياى الهى را حرام و شرك مى دانند! به فتوای محمد عبدالوهاب هرکس شیر زنی رو بخورد٬ با او محرم میشود ...!!!!

خیانتهایی که اعراب به جوامع جهانی و بشریت کردند

  1. شاید اولین خیانت باز هم برگرده به عمر.زمانی که به یزگردسوم نامه می نویسه و خودش رو خلیفه مسلمین معرفی میکنه و میگه:"از عمر بن الخطاب خليفه مسلمين به يزدگرد سوم شاهنشاه پارس يزدگرد، من اينده روشنی برای تو و ملت تو نمي بينم مگر اينکه پيشنهاد مرا بپذيري و با من بيعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهيان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پيشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.
    شروع کن به پرستش خدای واحد، به يكتا پرستی، به عبادت خدای يكتا که همه چيزرا او آفريده. ما برای تو و برای تمام جهان پيام او را آورده ايم، او که خدای راستين است." همونطور که می بینید٬ داره با لحن طلبکارانه و برتری جویانه تری به پادشاه ایران دیکته میکنه که خدای جهانیان رو بپرستن.غافل از اینکه ایران مهد خدا پرستی بوده و هست.چه بعد از ظهور اسلام و چه قبل از اون.ولی با مقایسه نامه پیامبر به خسرو پرویز٬ با نامه ای که عمر به پزدگرد فرستاد٬ می تونیم به عینه شعور افراد مختلف رو در اون دوران در شبهه جزیره عرب بسنجیم.در ضمن می تونید دست خط عمر به یزدگرد سوم رو  در اینجا ببینید.
  2. مدتهاست که آل یهودی بر سرزمین های فلسطینی سیطره دارند.و سردمداران عرب هم بر این جنایت بزرگ صحه میزارن.در میان این سردمداران٬ آل سعود از همه مقدم تر بوده اند.البته این قضیه وقتی جالب تر میشه که ما بدونیم آل یهود با آل سعود قرابت خیلی نزدیکی داشتن و همه جنایت هایی که یهودی های صهیونیست انجام میدادن٬ با حمایت مستقیم آل سعود بوده.این داستان برای اولین در کتاب «تاريخ آل‌سعود» به نوشته ناصر السعید نویسنده دربار سعودی ها منتشر شد که بعد ها توسط عوامل همین خاندان ترور شد.مطالب بیشتر رو در اینجا می تونید مطالعه کنین.
  3. همه دوستان در مورد جنگ هشت ساله ایران و عراق اطلاعات دارند.اما گفتن چند نکته خالی از لطف نیست.اینکه در این جنگ ایران حدود ۲۰۰ هزار شهید داد که نزدیک ۳۶ هزار نفر از این شهدا٬ زیر ۱۸ سال داشتند.علاوه بر اون ما بالغ بر ۳۰۰ هزار جانباز داریم.این جنگ هم با اینکه گفته میشه با حمایت های غرب آغاز شد اما بر هیچ کس پوشیده نیست که با حمایت های اعراب هم ادامه پیدا کرد.
  4. حالا شما حساب کنید٬ از تیره و طائفه که بویی از انسانیت نبرده٬  آیا میشه انتظار کمک به همون عرب رو داشت؟ در جایی که اعراب فلسطینی با شکم گرسنه و دست خالی در مقابل دومین ارتش مخوف جهان قرار گرفتند و مصریان و اعراب دیگر کشورها لب به حمایت از اشغالگران باز کردند.و ما نباید تعجب کنیم اگر بدونیم که کشتی حامل کمک های اولیه پزشکی ایران و دیگر کشورها چند روز در پشت نوار غزه و مرز مصر ماند !

 

این یک ورق از تاریخ ننگین اعراب بود! پس دیگه جای هیچ تعارفی نمی مونه که باعث بشه ما این جمله رو نگیم که حتی اسلام با اون عظمت و ندای حق طلبانه اش هم نتونست اکثر این اعراب شکم باره رو به راه راست هدایت کنه!

به خاطر طولانی شدن پست هم از همه معذرت میخوام

همیشه سلامت و سربلند و شاد باشید.

یا حق

+نوشته شده در ساعت11:28 PMتوسط مهدی | |