تبليغاتX
دل نوشته های مهدی

دل نوشته های مهدی

بی همگان به سر شود بی​تو به سر نمی​شود

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی​شود

 

دیده عقل مست تو٬ چرخه چرخ پست تو

گوش طرب به دست تو٬ بی​تو به سر نمی​شود

جان ز تو جوش می​کند ٬دل ز تو نوش می​کند

عقل خروش می​کند٬ بی​تو به سر نمی​شود

خمر من و خمار من٬ باغ من و بهار من

خواب من و قرار من٬ بی​تو به سر نمی​شود

جاه و جلال من تویی٬ ملکت و مال من تویی

آب زلال من تویی٬ بی​تو به سر نمی​شود

گاه سوی وفا روی٬ گاه سوی جفا روی

آن منی کجا روی بی​تو به سر نمی​شود

بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی

باغ ارم سقر شدی بی​تو به سر نمی​شود

گر تو سری٬ قدم شوم٬ ور تو کفی٬ علم شوم

ور بروی عدم شوم ٬ بی تو به سر نمی شود

خواب مرا ببسته​ای٬نقش مرا بشسته​ای

وز همه​ام گسسته​ای بی​تو به سر نمی​شود

گر تو نباشی یارمن٬ گشت خراب کار من

مونس و غمگسار من٬بی​تو به سر نمی​شود

بی تو نه زندگی خوشم٬بی​تو نه مردگی خوشم

سر ز غم تو چون کشم بی​تو به سر نمی​شود

هر چه بگویم ای سند٬ نیست جدا ز نیک و بد

هم تو بگو به لطف خود بی​تو به سر نمی​شود

 

ته نوشت :

دوستای عزیزم از همتون ممنونم که همراهم بودین در لحظه های سختی هام و هر کدومتون سعی در کاستن غم های این روزهای من داشتین.از همتون بی نهایت سپاس گذارم.امیدوارم غم هرگز به خونه دلتون وارد نشه.

دیروز ( دوشنبه) رها رو دیدم.لحظه های قشنگی رو با هم سپری کردیم.مثل قبلنا که هم دیگه رو می دیدیم.اما موقعی که از هم خداحافظی میکردیم ٬ با اطمینان به این نتیجه رسیدم که این عشق هرگز برای من فراموش شدنی نیست... حالا هر چه بادا باد.

رهای عزیزم

رهای من -هنوزم فکر می کنم رهای منی٬ چرا که مطمئنم هیچ کس تو رو اندازه من دوست نداشته و نخواهد داشت-

اگر حرفای دلمو خوندی٬ اینم بدون که توی قلب من همیشه جات ثابته.هیچ کس نمی تونه جای تو رو برای من پر کنه.حتی لحظه ای نمی تونم صمیمیت دستات و چشمات رو فراموش کنم ...

از من خواستي كه شاد باشم، حتي در نبود تو ... خودت هم ميدوني كه روح من جز با تو و عشق تو آروم نمي گيره... شادي و خوشبختي من در گرو با تو بودن منه و اينكه هميشه تو هم شاد و خوشبخت باشي. وقتي ناراحتيت رو مي بينم، از خودم و خدا شرمنده ميشم. فكر ميكردم كه خدا منو آفريده فقط براي عشق ورزيدن به تو ، اما حالا ...

هر تصمیمی که بگیری بهش احترام میزارم. تو این حق رو داری که برای آینده ات بهترین تصمیم رو بگیری...

عزیزترینم ...

برای من همین که بدونم شادی و سلامت٬ کافیه ...

هميشه قده دلم دوستت خواهم داشت و عاشقت خواهم ماند ...

 

 

+نوشته شده در ساعت11:18 AMتوسط مهدی | |

 عاقبت خط جاده پایان یافت
من رسیده ز ره غبار آلود
تشنه بر چشمه ره نبرد و دریغ
شهر من گور آرزویم بود


امشب به قصه دل من گوش می كنی
فردا مرا چو قصه فراموش می كنی

تو همان به كه نیندیشی
به من و درد روانسوزم
كه من از درد نیاسایم
كه من از شعله نیفروزم

دیگر نکنم ز روی نادانی
قربانی عشق او غرورم را
شاید که چو بگذرم از او یابم
آن گمشده شادی و سرورم را

از سیاهی چرا حذر كردن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب بجای می ماند
عطر سكرآور گل یاس است

شمع ‚ ای شمع چه میخندی ؟
به شب تیره خاموشم
بخدا مُردم از این حسرت
که چرا نیست در آغوشم


منم آن مرغ آن مرغی که دیریست
به سر اندیشه پرواز دارم
سرود ناله شد در سینه ی تنگ
به حسرتها سر آمد روزگارم

بخدا در دل و جانم نیست
هیچ جز حسرت دیدارش
سوختم از غم و کی باشد
غم من مایه آزارش

تو التماسم مي كني، جوري فراموشت كنم

 با التماس، ولي تو را، به خانه دعوت ميكنم

 گفتي محبت كن برو؛ باشد، خداحافظ، ولي

 رفتم كه تو باور كني، دارم محبت ميكنم

 

 

 

+نوشته شده در ساعت12:42 PMتوسط مهدی | |

سلام

خوبين؟

منم اِي بد نيستم.

آپ امروز كه زودتر از موعد هست به خاطر دعوت یاسی عزیز از من به يك بازي جديد هست.و اين بازي چيزي نيست جز بازي دوست داشتن ها و دوست نداشتني ها ! به اين ترتيب كه هر كسي كه به اين بازي دعوت ميشه، بايد از 10 تا از مواردي كه در زندگيش دوس داره و 10 تا از چيزهايي كه دوست نداره رو نام ببره !

و اما دوست داشتن هاي من :

1_ پاييز، خش خش برگها، و بارون. براي من نه تنها زيبا هستن بلكه هر كدوم نماد عناصر خاصي از زندگي هستن. مخصوصا بارون كه هميشه براي من آرامش بخشه، مخصوصا اگه تند و با رگبار و رعد و برق باشه كه در اون صورت دوست دارم برم بيرون و خيس بشم و در تنهايي كوچه هاي شب، قدم بزنم

2_ لحظه هاي تنهاييم كه با معبودم غرق در راز و نياز هستم و زماني كه با مادر معنويم درد و دل ميكنم، براي من زيباترين لحظات زندگي هستن كه با هيچ چيز ديگه اي عوض نمي كنم

3_ دوس دارم قبل از مردنم يكبار ديگه به مكه و مشهد برم. عجيب دلم براي هر دو تنگ شده

4_ هميشه از بچگي دوست داشتم كه يه كلبه چوبي دو طبقه داشتم كه روبروش يه درياچه باشه، اون وره رودخونه يا درياچه، پر باشه از درخت هاي افرا كه در كوه پايه ها سر به آسمون كشيده باشن.هميشه هم مقداري برف توي قله كوه باشه تا هر وقت از كلبه ميام بيرون و چشمم به اين منظره بيافته، نهايت لذت رو ببرم. البته همه اينا بعلاوه اينكه هيچ كسي اون دور و برا زندگي نكنه. خيلي توهم انگيز شده نه؟ بيشتر شبيه يك روياست

5_ آدماي با معرفت رو دوست دارم.كساني كه بدون چشم داشت به ديگران كمك مي كنن

6_ چن نفري توي زندگيم هستن كه با حرف ها و نوشته هاشون ديدگاه من به زندگي رو تحت تاثير قرار دادن.مثل يكي از استادام كه واقعا بهم درس هاي زيادي داد

7_ تغيير و حركت و پيشرفت در همه چيز

8_ كامپيوترم كه ميدونه من كِي به چي احتياج دارم ( چون همه چيزهايي كه منو سرگرم ميكنه درش پيدا ميشه و از اين جهت محرم همه اسرار و لحظه هاي منه)

9_ منم به تقليد از ياسي اين مورد رو كامل نميگم.فقط همين قدر ميگم كه مربوط به يكي از بهترين دوستامه كه آرزو ميكنم ...

10_ زودتر از مصائب دنيا راحت بشم. و موقع مرگم، روحم از همه گناه ها و سياهي ها پاك باشه و هيچ دلي از من ناراحت نباشه.همچنين موقع مرگم دوست دارم با قلبي پر از اطمينان و ايمان باشم.و كسي اون لحظه نزديكم نباشه.



و اما دوست نداشتني ها :

1_ دروغ و دروغگو

2_ كساني كه از سادگي من سو استفاده ميكنن و بهم خيانت ميكنن.به سختي ميتونم همچين اشخاصي رو دوست داشته باشم و تحمل كنم

3_ آدم هاي مغروري كه به جز خودشون و اهدافشون كس ديگه اي رو نمي بينن.اينطور افراد رو حتي اگر با من كاري هم نداشته باشن، تمام سعيم رو ميكنم تا غرور كاذبشون رو له كنم

4_ از بد مردن

5_ محتاج ديگران شدن

6_ كساني كه دم از چيزهاي خوب ميزنن و خودشون رو خوب جلوه مي دن، اما در باطن به فكر فريبكاري و آزار ديگران هستن

7_ از اينكه به كسي محبت ميكنم و اون در جواب خوبيِ من، به من ظلم ميكنه

8_ از اينكه بعضي ها حاضرن به هر قيمتي ديگران رو نااميد كنن

9_ از آدم هاي بد قولي و كساني كه زير حرفاشون ميزنن.اينطور افراد براي من از هيچ جايگاهي برخوردار نيستن.

10_ از اينكه موقع مردنم در حال اظطراب و ترس بميرم و روحم پاك نباشه. از اين مورد خيلي مي ترسم.



خب دوستاني كه من به اين مسابقه دعوتشون ميكنم عبارتند از :


مهشید عزیز ٬ رضا و زهرا(دوست داشتنی ها و دوست نداشتنی های هر دوشون جداستاوحید  و هاینه

 

روياي دوست داشتني من

 

ته نوشت:

عکس بالایی شبیه همون چیزی بود که من همیشه تو رویاهام میخواستم (  مورد ۴ از دوست داشتنی ها )

 

+نوشته شده در ساعت9:39 PMتوسط مهدی | |

...
تو در راهي.
من رسيده ام.
اندوهي در چشمانت نشست، رهرو نازك دل!
ميان ما راه درازي نيست: لرزش يك برگ.

«سهراب»



آدم وقتی که میمیره آزاد میشه,آزاده آزاد.....
دیگه نه از عشق خبری هست,نه از غم, نه از پول, نه از.......
دیگه حتی مریضم نمیشی که کسی نیاد عیادتت......
دیگه غصه هم نداری که بری یه گوشه زانوهاتو از تنهایی بغل کنی.....
دیگه عاشقه کسی نمیشی که عاشقت نباشه......
دیگه به کسی راست نمیگی که بهت دروغ بگه یا دروغ بگی که راست بشنوی.....
دیگه دلتم واسه کسی تنگ نمیشه.....
دیگه غرورم نداری که وقتی یک نفر بهت توهین کرد ناراحت بشی.....
دیگه حتی به اونایی هم که دوسشون داری نمیتونی بگی"دوستت دارم"......
چیه؟ ناراحت شدی؟...یاد غمهات افتادی؟...یا شاید گناهات؟...یا دلهایی که شکستی؟...
اصلا بیا یه کاری کنیم...بیا نمیریم!!!!
بیا زنده بمونیم ولی ادم باشیم....

از : http://www.alivaram.com/node/11933






سلام

خوبين؟ گفته بودم سعي ميكنم زود به زود آپ كنم ;)

اين روزا حال و روز خوشي ندارم. اما هر چي بلا سرم بياد حقمه :D راس ميگم به جون اودم.

با اين حال يه چن تا تصميم بزرگ واسه آينده ام گرفتم

راستي يه خبر باحال: جديدا داره يه قانوني تصويب ميشه كه اونايي كه دو تا برادرشون خدمت رفتن، سومي معاف ميشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ! يعني اين قانون تصويب شده ولي هنوز به تاييد شوراي نگهبان نرسيده.بابا آخه اين چه مملكتيه؟ 5 ماهه آزه گاره دارن رو اين قوانين كار ميكنن و اصلا به اين فكر نميكنن كه n تا جوون منتظر اين معافيت كوفتي هستن تا برن سر كار و سرو سامون بگيرن.از وقتي اين قانون اصلا تو مجلس مطرح شد، كل سيستم قانوني،اجرايي و قضايي كشور كن فيكون شد! اگه دونه دونه بهتون بگم چه اتفاقاتي افتاده تا حالا به اين مرحله رسيده، عمرا باور كنين.فقط همين قدر بگم كه 1 ماه فقط به خاطر اين قانون هدفمند كردن يارانه ها، يك هفته بخاطر عوض شدن رياست مجلس، يك هفته به خاطر تصويب قوانين مربوط به فلسطين و ... تو مجلس علاف شديم.توي شوراي نگهبانم كه قربونش برم اصلا قانوني وجود نداره.طبق قانون اساسي، لايحه اي كه به شوراي نگهبان ميره براي تاييد، بايد طي 10 روز تاييد بشه يا به مجلس برگشت داده بشه.اما طبق اونچه كه مجلسي ها اعلام كردن، اين قانون معافيت كوفتي 21/7/88 به شوراي نگهبان فرستاده شده،حالا شوراي نگهبان از اون موقع تا حالا چه بلايي سر اون قوانين داره مياره خدا ميدونه فقط !

از اون طرف هم كاراي ساختمون هم بدجوري وقتمو گرفته.آخه افتاديم تو كار ساخت و ساز و بساز بفروش :D شوخي ميكنم بابا، مايه اش كجا بود؟واسه خودمون اگه خدا بخواد يه ساختمون ميسازيم كه اگه شد بعدا جزئياتش رو بهتون ميگم.فقط همينو بگم كه عكس يكي از كارگراي ساختمون رو گرفتم و مونتاژ كردم.عكس جنيفرلوپز رو گذاشتم بغلش خيلي با حال شده :D البته اين كار رو به درخواست خوده اوستاهه كردما ! تازه بهم گفته تو اينترنت پخش كنم تا مشهور بشه :D

دفترچه كارشناسي ارشد رو هم گرفتم.خودم رو براي يه پرش بلند در زندگي دارم آماده ميكنم.دفعه پيش كه امتحان ارشد داده بودم خدايي لاي هيچ كدوم از كتابا رو وا نكرده بودم ولي از درصداي آزمونم حال كردم.از حالا بيشتر از 3 ماه وقت دارم براي ارشد.دعا كنين قبول بشم.

آها راستي! ميلاد امام رضا رو به همه دوستاي عزيزم تبريك ميگم.عجيب هوس مشهد كردم.مدتهاست كه آرزو به دلم مونده برم زيارتش.اما نذر كردم اگه تا سال بعد بتونم يه سوزوكي vitara بخرم، يه كله برم پيشش :دي نه ولي دور از شوخي امام رضا رو دوس دارم عجيب



ته نوشت:

1_ از دوستان به خاطر همدري هاشون ممنونم.اما كار من ديگه از اين حرفا گذشته.با اين حال مطمئن هستم كه به شكست عادت نميكنم.احساس ميكنم وقتي خدا تو دلمه، ميتونم با ارتش سرنوشت بجنگم . حتي پيروز بشم.

2_ احساس ميكنم رنگ فونت پست قبليم دخترانه بود. نظر شما در مورد اين رنگ چيه؟ خوبه يا عوضش كنم؟

۳ـ دوستای عزیز از آهنگ قبلی خوششون نیومده بودُ واسه همین آهنگ وب رو عوض کردم.امیدوارم خوشتون بیاد ;)


يا حق

+نوشته شده در ساعت4:25 PMتوسط مهدی | |